تبلیغات
بوی بارون - آمد اما...

بوی بارون

زندگی‌ شوق رسیدن به همان فردایی ‌ست که نخواهد آمد


آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود


چشم خواب‌آلوده‌اش را مستی رویا نبود



نقش عشق و آرزو از چهره‌ی دل شسته بود


عکس شیدایی در آن آیینه‌ی سیما نبود



در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود


برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود



دیدم آن چشم درخشان را ولی در این صدف


گوهر اشکی که من می‌خواستم پیدا نبود



برلب لرزان من فریاد دل خاموش شد


آخر آن تنها امید جان من تنها نبود



جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ


آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود



ای نداده خوشه‌ای زان خرمن زیبایی‌ام


تا  نبودی  در  کنارم  زندگی  زیبا  نبود



[ سه شنبه 31 خرداد 1390 ] [ 16:25 ] [ باران ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه