تبلیغات
بوی بارون - و یک تنهایی مخصوص با طعم گل پیچک...

بوی بارون

زندگی‌ شوق رسیدن به همان فردایی ‌ست که نخواهد آمد

99973522267066047799.jpg

دیگر از آنسوی قلبم نغمه ی شادی نمی خیزد

و تنها عشق میداند حریم وسعت تنهایی قلبم

چه اندازه نبودت آتشش می زد

نمیدانم دلیلش را ولی با رفتنت باران چه بغضی کرد

و بعد از رفتنت تنها ترین تنهای این شهرم

خیابانهای این شهر پر از غم هم نمیداند تو دنیای دلم بودی

و انگار از زمانی که تو را دیدم

دلم عطر اقاقی داد!

زمانی که تو را دیدم تمام حس من درگیر یک حس توهم شد

دلم احساس کرد تو تا ابد اینجا خواهی ماند

نمی دانست گل هم تا زمانی بوی خود را پخش خواهد کرد

و بعد از مدتی حتی تو هم با من نخواهی بود

تو رفتی با تمام گنگی احساس تنهایی

تمام لحظه هایی که تنم در گرمی احساس می لرزید

و دیگر من تو و داشتنت را حس نخواهم کرد

حتی لحظه های بودنت کنج اتاق یاد

حرف حرف این نوشته با نبودت اوج می گیرد

و یک تنهایی مخصوص با طعم گل پیچک!

که آخر لخته می سازد این احساس نو را در میان آن دل سنگت

سال ها ی سال می گویم به خود ای کاش

کاش هرگز من نمیگفتم به تو راز دل خود را

که تا هر وقت هم با من نباشی دوستت دارم

که حتی هم اگر قلبت میان سینه بهر من نباشد بودنش

من تا ابد با یاد تو رد می کنم خط های این افسانه را هرشب

و حتی هم اگر بدانم که دروغ است تمام قصه ی دل دادنت

و تمام بودنت

باران چشمانم برای توست

ای نازنین...

هرگز نبر از یاد...

 

6مرداد91


[ یکشنبه 16 تیر 1392 ] [ 20:41 ] [ باران ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه